خرید بک لینک
در چه شرایطی باید به روانشناس مراجعه کنیم؟

آیا زمان آن رسیده که از مشاور روانشناس کمک بگیرید؟

زندگی به ندرت بدون مشکل پیش میرود. ولی بعضی از این مشکلات آنقدر غیرقابلتحمل میشوند که غلبه یا کنار آمدن با آنها به نظر غیرممکن میآید. این مشکلات چه مرگ یکی از عزیزانتان باشد یا حس شدید اضطراب، خیلی مهم است که بدانید برای همه مشکلاتتان همیشه میتوانید کمک بگیرید.

فقدان و مرگ عزیزان

مرگ جزء لاینفک زندگی است ولی دانستن این باعث نمیشود کنار آمدن با آن آسان شود. آدمها به روشهای متفاوتی با مرگ عزیزانشان کنار میآیند. سوگواری علنی یا در تنهایی روشهای متداول آن هستند ولی اجتناب از واقعیتهای فقدان میتواند منجر به مشکلات طولانیتر در آینده شود. یک روانشناس میتواند کمک کند راههای درستی برای کنار آمدن با مرگ عزیزانتان پیدا کنید.

استرس و اضطراب

بعضی اتفاقات زندگی استرسزا هستند و خیلی از موقعیتها – از مصاحبههای کاری گرفته تا مشکلات روابط – میتواند باعث مضطرب شدنتان شود. استرس و اضطراب، اگر درمان نشود، میتواند منجر به انزوای اجتماعی، افسردگی و مشکلات دیگر شود. روانشناس میتواند کمکتان کند با پیدا کردن منشاء استرستان و همچنین راههای مناسب برای غلبه بر آنها، استرس و اضطرابتان را مدیریت کنید.

افسردگی

احساس شدید ناامیدی و تنهایی نشانههای متداول افسردگی هستند. بااینکه خیلیها تصور میکنند آدمها یکدفعه و خودبخودی از افسردگی بیرون میآیند ولی این اتفاق به ندرت میافتد. افسردگی یک اختلال بسیار شایع است که در آن افراد علاقه و اشتیاقشان را به همه چیز از دست داده، احساس خستگی و بیحوصلگی کرده و معمولاً توانایی کنترل احساساتشان را ندارند. روانشناس میتواند کمکتان کند منبع ایجاد افسردگی در خودتان را پیدا کنید که معمولاً این اولین قدم برای بهبودی از آن است.

فوبیا (وحشت)

ترس از ارتفاع و عنکبوت ازجمله وحشتهای بسیار شایع هستند ولی بعضی ترسهای غیرعادی و کشفنشده هم میتوانند در زندگی ایجاد مشکل کنند. بعنوان مثال، سیتوفوبیا (ترس از خوردن) میتواند منجر به مشکلات جسمی شدید شود. یک روانشناس باتجربه به شما کمک میکند سعی کنید بر ترسهایتان غلبه کرده و بدون آنها زندگی کنید.

مشکلات خانوادگی و روابط

روابط، چه خانوادگی باشند و چه شخصی و چه کاری، مشکلات خاص خود را دارند. بااینکه روابط میتوانند بهترین بخش زندگی هر فرد باشند ولی در عین حال میتوانند منبع استرس و مشکل هم باشند. روانشناس میتواند کمکتان کند مشکلاتی که حتی در قویترین روابط هم ایجاد میشود را از بین ببرید.

عادات و اعتیادهای بد

بعضی عادتهای بد مثل سیگار کشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی و استفاده از موادمخدر معمولاً برای کنار آمدن با مشکلات شخصی در فرد ایجاد میشوند. بااینکه روانشناس میتواند کمکتان کند این عادتها را کنار بگذارید، کمکتان میکند مشکلاتی که ایجاد مشکلات جدی برای سلامتیتان میکند را هم کنار بگذارید، ازجمله موارد زیر:

– اعتیادها

– اختلالات تغذیهای

– کنترل استرس

– مشکلات خواب

ارتقای کارایی

بعضی از موفق ترین افراد با تصویرسازی اهدافشان به آنها دست پیدا میکنند. ورزشکارها معمولاً اول خودشان را از نظر ذهنی برای مسابقاتشان آماده میکنند. خیلیها هم از این تکنیک برای مقابله با مشکلات سخت زندگی استفاده میکنند. مثل وقتی که یک سخنرانی را قبل از اجرای آن با خودتان تمرین میکنید، یک روانشناس میتواند کمکتان کند خودتان را برای اتفاقات مهم زندگی آماده کنید و بتوانید بهترین عملکرد خودتان را داشته باشید، چه مسابقات المپیک باشد و چه یک مصاحبه کاری.

شفافیت ذهنی

روانشناس میتواند با شنیدن غیرمتعصبانه و بیطرف حرفهایتان، کمکتان کند شفافیت ذهنیتان را بالا ببرید. خیلی وقتها بیمارها با شنیدن حرفهای خودشان راهحل مشکلشان را پیدا میکنند. همین حرف زدن درمورد مشکلاتشان و بیرون ریختن آنها از ذهنشان، باعث میشود ذهنشان شفافتر شده و بتوانند بهتر تمرکز کنند. روانشناسها تعلیم دیدهاند که شنوندههایی فوقالعاده باشند.

اختلالات ذهنی

گاهی اوقات علائم مختلفی بخاطر یک مشکل بزرگتر ایجاد میشوتد. اختلالات ذهنی به طرق مختلف خود را نشان میدهند و معمولاً با چیز دیگری اشتباه گرفته میشوند و فقط یک فرد متخصص میتواند آها را تشخیص دهد. بعضی از اختلالات ذهنی عبارتند از:

– اختلال دوقطبی

– اختلال افسردگی حاد

– شیزوفرنی

– اختلال استرس پس از ضربه

پیدا کردن کمک مناسب

روانشناس میتواند ابزاری بسیار مفید برای ارتقای سلامت شما باشد. رواشناس با کمک به آرامتر کردن ذهن شما و کنترل استرس، اضطراب، ترسها و سایر مشکلاتتان، باعث میشود بتوانید لذت بیشتری از زندگیتان برده و راحتتر زندگی کنید.

اولین قدم پیدا کردن روانشناس خوبی است که بتوانید آزادانه و به راحتی با او حرف بزنید.

عضويت در کانال تلگرام مردمان

منبع مقاله : healthline.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: جمعه 28 خرداد 1395 ساعت: 2:27

۷ نکته برای ایجاد عشق در ازدواج

توصیههای متخصصین درمورد بهترین راههای ایجاد پیوندی عمیقتر با همسرتان، کنار آمدن با مشکلات و مستحکم نگه داشتن رابطه زناشوییتان برای سالیان سال.

هر ازدواج مشکلات خاص خودش را دارد که هر زمان ممکن است اتفاق بیفتد. چیزی که مهم است این است که یاد بگیرید با آرامش از آنها گذر کنید – قبل از اینکه مشکلات، رابطهتان را تحتتاثیر قرار دهند.

در هر نقطه از بزرگراه ازدواج که باشید، این بزرگراه چند قانون ساده و اساسی دارد. عمل کردن به این قوانین همیشه آسان نیست ولی خیلی مهم است. اگر این قوانین را رعایت کنید، ازدواجتان را قویتر و مستحکمتر خواهید کرد و همه امور زندگی زناشویی مثل تفریح، رابطهجنسی، اعتماد و محبت صدچندان به شما لذت خواهد داد.

۱. در عشقتان تعادل ایجاد کنید. بیحوصلگی، خستگی و ناراحتیهای روزانه ممکن است آبی روی شعله آتش عشقتان باشد. و اگر این روحیات تکرار شود مطمئنا آتش را دوباره روشن نخواهد کرد. ولی اگر روحیات خوب را اولویت خودتان قرار دهید، این شعله دوباره روشن خواهد شد. ما به شما میگوییم چطور:

اول اینکه برای از بین بردن تاثیر یک جمله منفی به ۲۰ جمله مثبت نیاز است. پس سعی کنید تا میتوانید جملات مثبت به زبان بیاورید تا منفی. وقتی خانمتان کفش جدیدی پا میکند از او تعریف کنید یا به شوهرتان بگویید که چقدر پیراهن آبی جدیدش به او میآید. حین روز یک تماس تلفنی کوتاه با خانمتان بگیرید و بگویید که به فکرش بودهاید یا از شوهرتان برای اینکه در کارهای خانه کمکتان کرده است تشکر کنید.

ولی این تحسینها و تشکرها باید از ته قلبتان باشد. وقت میخواهید تحسینش کنید، لبخند بزنید و به چشمهایش نگاه کنید. وقتی میخواهید او را عاشقانه نوازش کنید سعی کنید شادی را در نگاهتان ببیند.

وقتی چنین رویکردی داشته باشید، راههای لذت دادن به همسرتان را هم علاوه بر راههای عصبانی کردن او یاد میگیرید. یادتان نرود برای نشان دادن عشق همیشه و هر لحظه زمان مناسبی است. وقتی به خانه میآیید همسرتان را بغل کنید و بگویید از دیدنش خوشحالید. در یک روز تعطیل بارانی او را با چای در رختخواب غافلگیر کنید. بگذارید ایرادهایش به چشمتان نیاید، روی نقاط مثبت او تمرکز کنید. شبها قبل از اینکه بخواهید از او بوسهای طولانی بگیرید. احتمالاً خیلی کارهای کوچکی برای خوشحال کردن بچههایتان انجام میدهید، چرا از این دست کارها برای خوشحال کردن همسرتان انجام نمیدهید؟

۲. لمسش کنید. تماس انسانی کمک میکند اندورفین که هورمونی بسیار خوشحالکننده است در بدن ترشح شود، هم برای کسی که لمس میکند و هم کسی که لمس میشود. پس وقتی در بازار قدم میزنید دستهایش را بگیرید. گونههایش را با نوک انگشتانتان نوازش کنید. روشهایی که آن اوایل همدیگر را نوازش میکردید را دوباره زنده کنید، بوسهای پشت گوشش، دست کردن در موهایش… تماس زبانی بسیار پیچیده است. مطمئن باشید با تمرین بیشتر بر دایره لغاتتان از این زبان افزوده میشود.

ایجاد چنین تماسهایی کمک میکند دژی برای عشقتان بسازید. این خیلی مهم است چون زوجی که چنین دژی برای عشقشان داشته باشند، دیگر هیچ طوفانی نخواهد توانست عشقشان را از بین ببرد (و حتی میتوانند با بی وفایی هم کنار بیایند!) خوب حالا چطور باید چنین پیوندی بین خودتان ایجاد کنید؟ اول اینکه باید از همسرتان حمایت کنید. سعی کنید وقتی مشکلی در خارج از دنیای دونفرهتان اتفاق میافتد، پشت او را داشته باشید و طرف او را بگیرید. رازهای او را پیش خودتان نگه دارید. جز در موارد اورژانسی اجازه ندهید هیچ چیز وقت دونفره شما را قطع کند. این شامل تلفنها و ایمیلها هم میشود نه فقط آدمها.

صحبت از وقت دونفره شد، باید بگوییم که خودتان را متعهد کنید که حداقل ۳۰ دقیقه در روز با هم حرف بزنید و درمورد برنامهها، آرزوها و رویاهایتان برای هم بگویید. یک قانون: این مکالمات به هیچ عنوان نباید درمورد مسائل خانه یا رابطهتان باشد. باید از این زمان برای تقویت دوستی بین خودتان استفاده کنید. تحقیقات نشان میدهد که دوست بودن پیوند بین زوجها را عمیقتر میکند. و یادتان نرود که برای صمیمیتر شدن هم وقت بگذارید. درمورد رابطهجنسی چطور؟ حتماً! البته ناگهانی بودن آن خیلی خوب است ولی اگر هرکدام از شما نیاز به توجه، محبت و عشق فیزیکی دارد، برای رسیدن وقت آن اتفاق صبر نکنید و دست به کار شوید.

چیز دیگری که نباید برای آن منتظر بمانید: فرصتی برای جشن گرفتن موفقیتها. همه افراد بزرگ و موفق یک نقطه اشتراک دارند. اینکه وقتی موفق میشوند جشن میگیرند. حتی موفقیتهای کوچک نیاز به تشخیص دارد. یک شب رستوران رزرو کنید و همسرتان را آنجا ببرید یا یک سفر کوتاه به یک شهر زیبا بروید.

۳. یادتان باشد، هیچکس کامل نیست. ممکن است وسوسه شوید که وقتی عصبانی، ناامید، خسته، بیحوصله یا پراسترس هستید، همسرتان را مقصر کنید. یا فکر کنید برای بهتر شدن اوضاع زندگی و ازدواجتان این همسرتان است که باید خودش را تغییر دهد.

این درست نیست. اینکه سعی کنید همسرتان را پیشرفت دهید، باعث میشود که وارد لاک دفاعی شود. نتیجه؟ هیچکس تغییر نخواهد کرد. هیچکس مسئولیت قبول نخواهد کرد. همه ناراحت خواهند بود. و اینکه همسرتان را آدم بدهی ماجرا کنید، یعنی ۹۰ درصد از چیزی که هست را نادیده گرفتهاید.

راهحل واقعی: خودتان را تغییر دهید. وقتی با نقصهای خودتان مواجه شده و بهترین ویژگیهای همسرتان را ببینید، معجزه اتفاق میافتد. خوشبینی در شما بالا رفته و همسرتان احساس بسیار بهتری پیدا میکند زیرا احساس میکند کسی او را تحسین میکند نه تحقیر. و هر دو شما انگیزه بیشتری برای تغییر خصوصیات منفی در خودتان احساس خواهید کرد.

یک نکته برای اینکه بتوانید اینطور فکر کنید: فلسفه ژاپنی نقص، wabi sabi، را در زندگیتان پیاده کنید. این فلسفه خیلی خوب در عشقهای زندگی واقعی کاربرد دارد. دفعه بعدی که همسرتان کاری ناراحتکننده انجام داد. یک نفص عمیق بکشید، زیر لب زمزمه کنید wabi sabi و به خودتان یادآور شوید که نیت خوبی داشته است حتی اگر رفتارش چیز دیگری را نشان میدهد. در عین حال خوبیها و نقاط مثبت همسرتان را فراموش نکنید. از همین امروز سعی کنید هر روز یک ویژگی مثبت در همسرتان را که دوست دارید درنظر گرفته و آن را به زبان بیاورید. مثلاً: «همسر من فهمیده است.» یا «شوهرم من را میخنداند.» بعد به دنبال یک رفتار خاص باشید که این را تایید کند: «هفته پیش برفهای روی شیشه ماشینم را پاک کرد.» یا «من حالم خوب نباشد آنقدر جوک تعریف میکند تا من را بخنداند.»

آخر اینکه برای نواقص خودتان هم ارزش قائل باشید. گاهیاوقات خودمان را برای همه اتفاقهای بدی که در زندگی زناشوییمان میافتد مقصر میکنیم. احساس گناه و عذابوجدان بیش از اندازه فلجتان میکند. بنابراین به خصوصیاتی که برایتان ارزش دارد فکر کنید و به خودتان بگویید که این ویژگیها را دارید و برای آنها هم به دنبال مثال باشید: «من دوستداشتنی و مهربانام. دیروز آخرین تکه شیرینی را به همسرم دادم.» «من صادقم – به او میگویم که دقیقاً به چه چیزی فکر میکنم.»

۴. کمی انرژی بدهید. توصیه قدیمی که همه متخصصین به افراد مجردی که به دنبال شریک زندگیشان بودهاند میکنند: «آنی» باشید که «آنی» که میخواهید را به سمتتان جذب کند. درمورد ازدواج هم همینطور است. هرچه احساس شادی و خوشبختی بیشتری کنید، ازدواجتان به همان اندازه شادتر شده و برخورد با مشکلات و تفاوتهای بینتان سادهتر خواهد شد. اگر انجام ۱۵ دقیقه یوگا در صبح، نوشیدنی قهوه بدون کافئین به جای کافئیندار یا یک سرگرمی جدید به شما حال و هوایی ریلکس میدهد، باید بدانید که احساسات خوب باعث میشود لحظاتی شادتر و پربارتر در کنار همسرتان هم داشته باشید.

قبول کنید: قبل از ازدواج عادت داشتید همیشه برای تختخواب جذابترین لباستان را بپوشید یا موهایتان را درست کنید. ولی الان دیگر به این چیزها اهمیتی نمیدهید. دیگر وقتش رسیده که کمی به ظاهرتان برسید. موهایتان را شانه کنید، دندانهایتان را مسواک کنید و لباسی جدید و جذاب تنتان کنید. وقتی خودتان حس خوبی نسبت به ظاهرتان داشته باشد، چشمانتان خواهد درخشید. آنوقت ارتباط بصری بهتری با همسرتان برقرار کرده و این درخشش را به او هم منتقل خواهید کرد.

۵. همیشه عادلانه دعوا کنید. دعوا پیش میآید و کاملاً طبیعی و حتی سالم است. چیزی که مهم است نحوه برخورد و کنار آمدن شما با آن است. در یک تحقیق که بر روی زوجهای قدیمیتر انجام شده بود، توانایی حل اشتراکی مشکلات عامل مهم احساس خوشبختی در ۷۰ درصد از ازدواجها بوده است. فقط ۳۳ درصد از زوجهای ناراضی این مهارت را داشتند. با ابزارها و گرایشی مناسب، دعوا و مشکل دری به روی صمیمیت بیشتر خواهد شد – شانس دیده شدن و دوست داشته شدن بخاطر همان چیزی که هستید، پذیرش خود واقعی و باارزش همسرتان و ایجاد پیوند و اتحادی قوی بین خودتان.

اول خودتان را از شر انتقاد، رویارویی و دشمنی خلاص کنید. اینها مثل بنزین رو آتشاند. محققان دانشگاه کالیفرنیا که بیشتر از یک دهه روی ۷۹ زوج بررسی کردند دریافتند که آن زوجهایی که زود طلاق میگیرند دعواهایی طولانی و پرسروصدا داشتهاند و همیشه یا در حالت حمله و یا دفاعی بودهاند. از طرف دیگر زوجهای خوشبخت از کلامی کردن افکار انتقادی خودداری کرده اجازه پرسرو صدا شدن به بحثهایشان نداده و از مطلقهایی مثل «هیچوقت» یا «همیشه» استفاده نمیکردهاند.

اگر دعوایی شروع شد، سعی کنید موضوع را عوض کرده، با شوخ طبعی آن را رد کرده یا توجه بیشتر به همسرتان نشان دهید.

۶. زمان و مکان مناسب را پیدا کنید. اگر به اندازه کافی استراحت نداشتهاید و خوب غذا نخوردهاید بحثهای مهم را شروع نکنید. گرسنگی و خستگی فکرهای منفی به ذهنتان میآورد. این بحثها را برای زمانی بگذارید که تمرکز بیشتری داشته و به اندازه کافی استراحت داشتهاید.

هیچوقت سعی نکنید زمانی به مشکلات جدی زناشوییتان برسید که حواستان جای دیگری است. تلویزیون را خاموش کنید، تلفن و لپتاپ را کنار بگذارید. روزنامه را ببندید. اگر حواستان پرت چیزی دیگری است، رسیدگی به این مشکل را به زمان دیگری موکول کنید.

این راه هم به خاطر داشته باشید که اینکه چطور با این موقعیتها برخورد میکنید فقط روی خودتان تاثیر نمیگذارد. آیا مکالمه به خیر و خوشی ختم خواهد شد؟ اگر اینطور نشد، صبر کنید و به دنبال زمانی باشید که بچهها اطرافتان نباشند. وقتی بچهها دور و برتان هستند باید سعی کنید همه مکالماتتان با احترام و مفید باشد. تحقیقات نشان میدهد که بچهها مهارت خوب زناشویی را از والدینشان کسب میکنند و وقتی والدین میتوانند درست مشکلاتشان را حل کنند آنها یاد میگیرند ولی از ناامنیها و مشکلات رفتاری والدینشان به همان اندازه الگوبرداری میکنند.

۷. گوشهایتان را باز کنید. مهمترین قدم برای مستحکم و بادوام کردن زندگی زناشویی؟ کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش کنید. مقصر کردن، اذیت کردن، انتقاد کردن و قلدری کردن مطمئناً نتیجه خوبی نخواهد داشت یا داقل اینکه زندگی را برایتان جهنم میکند. در بحثها حرف طرفتان را قطع نکنید و نخواهید که سریع راهحل ارائه دهید یا از خودتان دفاع کنید. وقتی صحبت از احساسات است، باید شنیده شوند. پس با زبان بدن نشان دهید که به حرفهایش با دقت گوش میکنید. باید بگذارید با شما احساس نزدیکی کند.

عضويت در کانال تلگرام مردمان

منبع مقاله : rd.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 10:21

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

احتمالا در طول زندگیتان مدلموهای مختلفی را امتحان کردهاید و همیشه این سوال را از خودتان پرسیدهاید که واقعاً بهترین مدل مویی که مناسب شما و صورتتان باشد چیست؟ امروز میخواهید به این موضوع بپردازیم.

یک مدل موی خوب و مناسب، ظاهر شما را از این رو به آن رو خواهد کرد. مدل موی شما نشان دهنده استایل است، ظاهرتان را جمعوجور کرده و لباسهایتان را هم شیکتر جلوه خواهد داد. ولی با این همه مدل مو، بافتهای متفاوت مو و استایلهایی که سال به سال روی کار میآید، چطور باید مدل موی مناسب خودتان را پیدا کنید؟

از دو سال پیش تاکنون، مدلموی مردانه به چند مدل خاص محدود شده است: از موی بلند تا مدلهای کوتاه، دمخرگوشیها، پمپادور (pompadour)، باز کات (buzz cut)، و آندرکات (undercut) که یکی از مدلهایی است که تقریباً به همه آقایون میآید.

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟
ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟
ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

چطور مدل موی مناسب خودتان را انتخاب کنید؟ این مهمترین سوال برای هر مردی است. دو کلمه: تضاد و تعادل.

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

وقتی میخواهید بهترین مدل مو را برای خودتان انتخاب کنید، خیلی مهم است که اول این دو مورد را درمورد موهایتان بدانید:

۱) فرم صورتتان، ۲) بافت موهایتان

یادتان باشد همیشه انتخاب مدل مویی که به شما میآید خیلی بهتر از این است که مدل مویی که مد شده است را بزنید ولی به شما نیاید.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت بیضی: این فرم صورت ایدآلترین فرم صورت به شمار میرود ولی شاید درمورد مردها فرم صورت زاویهدار مردانهتر به نظر برسد.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت بیضی با مدل موی کلاسیک بهتر به نظر میرسد: مدل مویی که در کنارهها کوتاهتر بوده و وسط آن کمی بلندتر است، یا با فرق به کنار یا بدون آن. مهم این است که این مدل مو را روی پیشانیتان نریخته و آن را به پشت بدهید تا صورتتان گرد به نظر نرسد. ایجاد چند زاویه روی موها یا حجمدادن به آن در وسط سر باعث میشود صورتتان تیزتر به نظر برسد. حتی میتوان گفت دم خرگوشی هم به مردهایی که صورتهای بیضی دارند میآید، موهای بلند هم همینطور. و همچنین انواعی از مدل آندرکات.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت گرد: در این فرم صورت باید سعی کنید مدل مویی را انتخاب کنید که به صورتتان ارتفاع و زاویه بیشتری بدهد. به همین دلیل بهتر است کنارههای موهایتان را واقعاً کوتاه کرده، وسط موهایتان را بلندتر نگه دارید تا به صورتتان ارتفاع دهید. مدل موی V کات برای شما فوقالعاده خواهد بود.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرق راست و چپ هم باعث زاویهدارتر دیده شدن صورتتان میشود. مردهایی که صورتهایی گرد دارند هم میتوانند موهایشان را بلند کنند ولی باید آن را یک طرف جمع کنند و آن را کوتاهبلند کات کنند تا گردی صورتشان کمتر دیده شود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

به هیچ عنوان مدل موی باز کات و چتری را برای خودتان انتخاب نکنید.

فرم صورتی مربعی: یکی از بهترین فرمهای صورت است. این افراد میتوانند تقریباً هر مدل مویی را برای خودشان انتخاب کنند، حتی مدلهای کلاسیکتری مثل مدل موی کاری گرانت یا مدل موی بلند.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

بهترین مدل موها برای این فرم صورت، مدل موی کلاسیک آندرکات، مدل موی رو به عقب که برای همه مناسبتها مناسب است (از محل گار گرفته تا میهمانی)، مدل موی درهمبرهم (که برای موهای فر بسیار مناسب است)، و مدل موی بازکات. اگر فرم صورت شما مربعی است و میخواهید مدل مویی به جز اینها را امتحان کنید اصلاً تردید نکنید. چتری و فرقهای به چپ و راست بیشتر هم برای شما فوقالعاده است.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

فرم صورت مثلثی: این فرم صورت با مدل مویی که کنارههای آن کوتاهتر بوده و وسط سر حجم بیشتری دارد عالی به نظر میرسد. حتی مدل موی بازکات هم برای این فرم صورت عالی است. چتری هم خوب است، فرقهای چپ و راست هم همینطور.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مسئله اینجاست که فقط با شناخت فرم صورتتان نمیتوانید مدل موی مناسب برای خودتان را پیدا کنید. باید بافت موهایتان را هم بشناسید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مناسب برای بافت موهایتان

موهای حالتدار: این بافت مو با بیشتر مدلهای مو متناسب است چون هم حجم دارد و هم حرکت. و اگر دوست دارید موهایتان را بلند کنید، باز هم فوقالعاده خواهد بود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای صاف: به هیچ عنوان موهایتان را کف سر به سمت عقب ندهید، مگراینکه ساعتها روی آن کار کرده و آرایشش داده باشید. برای اینکه درست کردن موهایتان راحتتر شود حتماً از نرمکننده استفاده کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای نازک و لخت: این بافت مو با مدل موی کوتاه کلاسیک، تقریباً شبیه به آندرکات عالی خواهد بود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای فر: این بافت مو با مدلهایی از آندرکات فوقالعاده خواهد بود. میتوانید آن را شبیه به مدل آدریان گرنیر (Adrien Grenier) یا لنی کراویتز (Ley Kravutz) درست کنید یا مثل جاستین تیمبرلیک (Justin Timberlake)، دنزل واشنگتن (Denzel Washington) یا حتی جیمز فرانکو (James Franco) کلاسیک درست کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

نکته مهم دیگر این است که وقتی میخواهید به آرایشگاه بروید، همیشه یک عکس از مدل موی موردعلاقهتان همراهتان باشد و با آرایشگرتان درمورد آن مشورت کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

البته ممکن است آرایشگرتان نتواند دقیقاً همان مدل را روی سر شما پیاده کند ولی آن را طبق صورت و ساختار موهایتان تطبیق خواهد داد.

آنها که خط رویش موهایشان هفتی است، میتوانند با بلندتر نگه داشتن موهای روی سر و شلخته درست کردن آن طوری نشان دهند که انگار حجم موهایشان بیشتر است. مدل موی جود لا (Jude Law) را به خاطر دارید؟ حتی میتوانید شجاعتر بوده و موهایتان را به عقب شانه کنید. اگر از این هم شجاعتر هستید، مدل موی جیسون استاتام (Jason Statham) را امتحان کنید که بسیار جذاب است.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

تاثیری که مدل مو روی صورت و ظاهر آقایان دارد انکارناپذیر است. مدل موی شما تا حد زیادی نشاندهنده استایل و اعتمادبهنفس شماست. همیشه مدل مو است که استایل شما را مشخص میکند. یک پسری که تیشرت و شلوار جین پوشیده یک پسر عادی است. ولی اگر مدل مویی فوقالعاده داشته باشد، دهها بار در بدترین لباسها جذابتر دیده خواهد شد.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

نکته آخر اینکه، با همه این حرفها چیزی که خودتان دوست دارید اهمیت بیشتری دارد نه چیزی که مناسب شماست. شخصیت و استایل کلی شما چیزی است که هیچ آرایشگری نمیتواند به شما بدهد. موها خیلی سریع دوباره رشد میکنند پس اگر مدلی را امتحان کردید که دوست نداشتید، به هیچ وجه خودتان را ناراحت نکنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

عضويت در کانال تلگرام مردمان

منبع مقاله : hairstyleonpoint.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 10:21

۱۰ موضوعی که نباید هیچوقت از نامزدتان پنهان کنید

۱۰ موضوعی که نباید هیچوقت از نامزدتان پنهان کنید: فردی که به تازگی رابطهای جدی با او شروع کردهاید حداقل باید واقعیتهای مهم و اساسی زندگی شما را بداند.

بیتردید خیلی چیزها در رابطه باید پنهان بماند، هم برای حفظ رمزآلودگی رابطه و هم جلوگیری از درگیری. ولی مواردی هست که نباید هیچوقت از طرفتان پنهان نگه دارید.

۱۰ موضوعی که نباید هیچوقت از نامزدتان پنهان کنید

۱. هزینههایتان

وضعیت مالی شما، اینکه مقروض هستید یا نه، چقدر درآمد دارید و از این قبیل ازجمله مسائلی هستند که باید قبل از جدیتر شدن رابطه به اطلاع طرفتان برسانید. حتی اگر اینکار را نکنید، او یک روزی این موضوعات را خواهد فهمید، پس بهتر است خودتان اینکار را بکنید.

۲. روابط سابقتان

البته نه همه جزئیات را ولی طرف شما حق دارد بداند چه نوع ارتباطاتی داشتهاید و این ارتباطات چه مدت طول کشیدهاند. روابط قبلی میتواند بر رابطه جدیتان تاثیر داشته باشند، مخصوصاً اگر هنوز با آن فرد قبلی در تماس باشید.

۳. آرزوها، اهداف و امیدهایتان برای آینده

اگر تصمیم دارید این فرد را شریک زندگی خودتان کنید، باید آمال و آرزوها و اهدافتان را با او در میان بگذارید. باید به او بگویید چه برنامههای کوتاه یا بلندمدتی در سر دارید تا شاید بتوانند مسیر زندگی شما را درک کرده و در این راه از شما حمایت کنند.

۴. انتظاراتتان از رابطه

لطفاً انتظاراتتان را خیلی شفاف از همان ابتدای رابطه مطرح کنید. اگر در این زمینه با طرفتان رک و راست نباشید، نمیتوانید از او انتظار داشته باشید که توقعاتتان را برآورده کند. او باید بداند که چه میخواهید و از رابطه چه انتظاراتی دارید.

۵. عقاید مذهبیتان

اعتقادات مذهبی قوی میتواند بر رابطه تاثیر بگذارد. اگر هر دو شما توجه چندانی به این نوع اعتقادات ندارید، اشکالی ندارد ولی اگر مثلاً یکی از شما بیدین باشید و دیگری بسیار متعصب مذهبی، ممکن است مشکلاتی در آینده رابطهتان ایجاد شود. مطمئن شوید که درمورد این موضوعات به اندازه کافی با هم صحبت کردهاید.

۶. گرایشات سیاسیتان

این هم مثل اعتقادات مذهبی میتواند تاثیر قابلتوجهی بر رابطه داشته باشد. خیلی افراد هیچ گرایش سیاسی ندارند به همین دلیل مشکلی برایشان پیش نمیآید. ولی اگر شما گرایش سیاسی خاصی دارید، حتماً باید طرفتان را از این موضوع باخبر کنید.

۷. مشکلات سلامتی جدی

سلامتی شما نه تنها برای خودتان بلکه برای همسر آیندهتان هم مهم خواهد بود. پس فردی که برای یک رابطه جدی وارد زندگی شما شده است حق دارد از وضعیت سلامتی شما مطلع بوده و اگر مشکلات جسمی جدی مثل دیابت، اپیلپسی، یا بیماریهای مقاربتی دارید، باخبر شود. همچنین او باید بداند که سابقه یا تاریخچه خانوادگی ابتلا به سرطان در خانواده خود داشتهاید یا خیر.

۸. دیدگاهتان نسبت به ازدواج و بچهدار شدن

اینکه چه زمان و چطور میخواهید ازدواج کنید، اینکه دوست دارید بچهدار شوید یا خیر، اینکه دوست دارید چند تا بچه داشته باشید، کی بچهدار شوید، چطور بچههایتان را تربیت کنید و مسائلی از این قبیل باید قبل از جدیتر شدن رابطه صحبت شود. اینها تصمیماتی هستند که باید در کنار هم بگیرید.

۹. نواقص و ضعفهایتان

این فرد جدید قرار است به نزدیکترین کس شما تبدیل شود. بنابراین حق اوست که ضعفها، آسیبپذیریها و نواقص شما را بداند تا بتواند در این موارد کمکتان کند. شاید حرف زدن درمورد این موضوعات و نشان دادن جنبه آسیبپذیر خودتان به کسی سخت باشد ولی این کار در روابط جدی اهمیت زیادی دارد و ایجاد اعتماد و صمیمیت میکند.

۱۰. بچههایی که از روابط و ازدواجهای قبلی دارید

هیچوقت نمیتوانید بچههایی که از ازدواجهای قبلیتان داشتهاید را از رابطه جدیدتان مخفی کنید. حتی اگر بچهها با شما زندگی نکنند، فرد جدیدی که وارد زندگی شما شده است حق دارد از این موضوع مطلع باشد زیرا ممکن است انشعابات در آینده داشته باشد.

در همه روابط رازهایی وجود دارد، هر شخص ناگفتههایی دارد که تابحال به هیچکس نگفته است. هیچ اشکالی ندارد رازهای شخصیتان را برای خودتان نگه دارید، ولی فردی که وارد زندگی شما شده است و رابطهای جدی با او شروع کردهاید حق دارد یکسری واقعیات درمورد شما را بداند. خیلی مهم است که قبل از اینکه خودش این موضوعات را در مورد شما بفهمد، خودتان با او صحبت کنید.

عضويت در کانال تلگرام مردمان

منبع مقاله : lmt-lss.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت: 10:21

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

احتمالا در طول زندگیتان مدلموهای مختلفی را امتحان کردهاید و همیشه این سوال را از خودتان پرسیدهاید که واقعاً بهترین مدل مویی که مناسب شما و صورتتان باشد چیست؟ امروز میخواهید به این موضوع بپردازیم.

یک مدل موی خوب و مناسب، ظاهر شما را از این رو به آن رو خواهد کرد. مدل موی شما نشان دهنده استایل است، ظاهرتان را جمعوجور کرده و لباسهایتان را هم شیکتر جلوه خواهد داد. ولی با این همه مدل مو، بافتهای متفاوت مو و استایلهایی که سال به سال روی کار میآید، چطور باید مدل موی مناسب خودتان را پیدا کنید؟

از دو سال پیش تاکنون، مدلموی مردانه به چند مدل خاص محدود شده است: از موی بلند تا مدلهای کوتاه، دمخرگوشیها، پمپادور (pompadour)، باز کات (buzz cut)، و آندرکات (undercut) که یکی از مدلهایی است که تقریباً به همه آقایون میآید.

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟
ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟
ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

چطور مدل موی مناسب خودتان را انتخاب کنید؟ این مهمترین سوال برای هر مردی است. دو کلمه: تضاد و تعادل.

ویژه آقایان: چه مدل مویی مناسب شماست؟

وقتی میخواهید بهترین مدل مو را برای خودتان انتخاب کنید، خیلی مهم است که اول این دو مورد را درمورد موهایتان بدانید:

۱) فرم صورتتان، ۲) بافت موهایتان

یادتان باشد همیشه انتخاب مدل مویی که به شما میآید خیلی بهتر از این است که مدل مویی که مد شده است را بزنید ولی به شما نیاید.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت بیضی: این فرم صورت ایدآلترین فرم صورت به شمار میرود ولی شاید درمورد مردها فرم صورت زاویهدار مردانهتر به نظر برسد.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت بیضی با مدل موی کلاسیک بهتر به نظر میرسد: مدل مویی که در کنارهها کوتاهتر بوده و وسط آن کمی بلندتر است، یا با فرق به کنار یا بدون آن. مهم این است که این مدل مو را روی پیشانیتان نریخته و آن را به پشت بدهید تا صورتتان گرد به نظر نرسد. ایجاد چند زاویه روی موها یا حجمدادن به آن در وسط سر باعث میشود صورتتان تیزتر به نظر برسد. حتی میتوان گفت دم خرگوشی هم به مردهایی که صورتهای بیضی دارند میآید، موهای بلند هم همینطور. و همچنین انواعی از مدل آندرکات.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرم صورت گرد: در این فرم صورت باید سعی کنید مدل مویی را انتخاب کنید که به صورتتان ارتفاع و زاویه بیشتری بدهد. به همین دلیل بهتر است کنارههای موهایتان را واقعاً کوتاه کرده، وسط موهایتان را بلندتر نگه دارید تا به صورتتان ارتفاع دهید. مدل موی V کات برای شما فوقالعاده خواهد بود.

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

مدل موی مناسب برای فرم صورت شما

فرق راست و چپ هم باعث زاویهدارتر دیده شدن صورتتان میشود. مردهایی که صورتهایی گرد دارند هم میتوانند موهایشان را بلند کنند ولی باید آن را یک طرف جمع کنند و آن را کوتاهبلند کات کنند تا گردی صورتشان کمتر دیده شود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

به هیچ عنوان مدل موی باز کات و چتری را برای خودتان انتخاب نکنید.

فرم صورتی مربعی: یکی از بهترین فرمهای صورت است. این افراد میتوانند تقریباً هر مدل مویی را برای خودشان انتخاب کنند، حتی مدلهای کلاسیکتری مثل مدل موی کاری گرانت یا مدل موی بلند.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

بهترین مدل موها برای این فرم صورت، مدل موی کلاسیک آندرکات، مدل موی رو به عقب که برای همه مناسبتها مناسب است (از محل گار گرفته تا میهمانی)، مدل موی درهمبرهم (که برای موهای فر بسیار مناسب است)، و مدل موی بازکات. اگر فرم صورت شما مربعی است و میخواهید مدل مویی به جز اینها را امتحان کنید اصلاً تردید نکنید. چتری و فرقهای به چپ و راست بیشتر هم برای شما فوقالعاده است.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

فرم صورت مثلثی: این فرم صورت با مدل مویی که کنارههای آن کوتاهتر بوده و وسط سر حجم بیشتری دارد عالی به نظر میرسد. حتی مدل موی بازکات هم برای این فرم صورت عالی است. چتری هم خوب است، فرقهای چپ و راست هم همینطور.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مسئله اینجاست که فقط با شناخت فرم صورتتان نمیتوانید مدل موی مناسب برای خودتان را پیدا کنید. باید بافت موهایتان را هم بشناسید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مناسب برای بافت موهایتان

موهای حالتدار: این بافت مو با بیشتر مدلهای مو متناسب است چون هم حجم دارد و هم حرکت. و اگر دوست دارید موهایتان را بلند کنید، باز هم فوقالعاده خواهد بود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای صاف: به هیچ عنوان موهایتان را کف سر به سمت عقب ندهید، مگراینکه ساعتها روی آن کار کرده و آرایشش داده باشید. برای اینکه درست کردن موهایتان راحتتر شود حتماً از نرمکننده استفاده کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای نازک و لخت: این بافت مو با مدل موی کوتاه کلاسیک، تقریباً شبیه به آندرکات عالی خواهد بود.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

موهای فر: این بافت مو با مدلهایی از آندرکات فوقالعاده خواهد بود. میتوانید آن را شبیه به مدل آدریان گرنیر (Adrien Grenier) یا لنی کراویتز (Ley Kravutz) درست کنید یا مثل جاستین تیمبرلیک (Justin Timberlake)، دنزل واشنگتن (Denzel Washington) یا حتی جیمز فرانکو (James Franco) کلاسیک درست کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

نکته مهم دیگر این است که وقتی میخواهید به آرایشگاه بروید، همیشه یک عکس از مدل موی موردعلاقهتان همراهتان باشد و با آرایشگرتان درمورد آن مشورت کنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

البته ممکن است آرایشگرتان نتواند دقیقاً همان مدل را روی سر شما پیاده کند ولی آن را طبق صورت و ساختار موهایتان تطبیق خواهد داد.

آنها که خط رویش موهایشان هفتی است، میتوانند با بلندتر نگه داشتن موهای روی سر و شلخته درست کردن آن طوری نشان دهند که انگار حجم موهایشان بیشتر است. مدل موی جود لا (Jude Law) را به خاطر دارید؟ حتی میتوانید شجاعتر بوده و موهایتان را به عقب شانه کنید. اگر از این هم شجاعتر هستید، مدل موی جیسون استاتام (Jason Statham) را امتحان کنید که بسیار جذاب است.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

تاثیری که مدل مو روی صورت و ظاهر آقایان دارد انکارناپذیر است. مدل موی شما تا حد زیادی نشاندهنده استایل و اعتمادبهنفس شماست. همیشه مدل مو است که استایل شما را مشخص میکند. یک پسری که تیشرت و شلوار جین پوشیده یک پسر عادی است. ولی اگر مدل مویی فوقالعاده داشته باشد، دهها بار در بدترین لباسها جذابتر دیده خواهد شد.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

نکته آخر اینکه، با همه این حرفها چیزی که خودتان دوست دارید اهمیت بیشتری دارد نه چیزی که مناسب شماست. شخصیت و استایل کلی شما چیزی است که هیچ آرایشگری نمیتواند به شما بدهد. موها خیلی سریع دوباره رشد میکنند پس اگر مدلی را امتحان کردید که دوست نداشتید، به هیچ وجه خودتان را ناراحت نکنید.

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

مدل موی مردانه بر طبق فرم صورت

عضويت در کانال تلگرام مردمان

منبع مقاله : hairstyleonpoint.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 24 خرداد 1395 ساعت: 10:30

علم و تکنولوژی چطور به هم مرتبط میشوند

علم و تکنولوژی چیستند؟

وقتی با موبایلتان Angry Birds بازی میکنید، احتمالاً نمیدانید که علم در این کاری که انجام میدهید تا چه اندازه اهمیت دارد. وقتی پرندهها به هوا پرت میشوند، احتمالاً به آخرین چیزی که فکر کنید علم است. جدا از فیزیک که در پرتاب پرندهها به آسمان دخیل است، ارتباط به مراتب عمیقتری بین علم و بازی کردن بازی موردعلاقهتان وجود دارد. دلیل آن این است که همه تکنولوژی، از گوشیهای هوشمند گرفته تا اسکنرهای پزشکی تا ماشینها، ارتباط بسیار نزدیکی با علم دارند. بدون علم اینها اصلاً نمیتوانستند وجود داشته باشند.

علم مطالعه جهان طبیعت با جمعآوری اطلاعات از طریق فرآیندهای سیستماتیکی است که روشهای علمی نامیده میشوند. و تکنولوژی جایی است که ما علم را برای خلق ابزارهایی که بتوانند مشکلاتی را حل کنند یا کارهایی انجام دهند به کار میبریم. تکنولوژی از نظر لغوی کاربری علم است. بنابراین جدا کردن این دو از هم تقریباً غیرممکن است. در اینجا میخواهیم جزییاتی را درمورد ارتباط علم و تکنولوژی بیان کنیم.

تکنولوژی ناشی از علم

تا اینجا بزرگترین ارتباط همان چیزی است که روی آن دست گذاشتهایم: تکنولوژی کاربری علم است. درواقع، در طول تاریخ علم راه را برای همه انواع پیشرفتها در جامعه باز کرده است.

با انقلاب کشاورزی، روش زندگی انسانها برای همیشه تغییر کرد. انسانها که در گذشته شکارچی-جمعکننده بودند و روی زمین پرسه میزدند، شروع به اسکان یافتن در یک محل کردند. چرا؟ زیرا دانستنیهای علمی لازم برای تشکیل محصولات کشاورزی را به دست آوردند. یکدفعه دیگر لازم نبود همیشه در حال حرکت باشند. میتوانستند غذایی بیشتر از حد نیاز برای تغذیه خانواده آماده کنند. خیلی زود سرپناهشان دیگر آن حالت ابتدایی و اولیه را نداشت که خیلی زود از هم باز میشد، آنها توانستند خانههایی با ساختارهای ماندگار درست کنند. درنتیجه، با پیشرفت تکنولوژی کشاورزی، تکنولوژی ساخت و ساز هم پیشرفت کرد. و وقتی دیگر میتوانستند غذای بیشتری تولید کنند، افراد کمتری لازم بود به تولید این غذا بپردازند و به همین دلیل زمان بیشتری برای گسترده کردن دانش خود پیدا کردند.

انقلاب کشاورزی اتفاقی مهم بود

بعدترها انقلاب صنعتی طریقه زندگی انسانها را دوباره تغییر داد. اینبار صنعت کارایی انجام کارها را بالا برد و باز هم افراد کمتری لازم بود تا به کشاورزی و تولید غذا بپردازند. انسانها به شهرنشینی روی آوردند، شهرهایی که کارخانههایی برای تولید محصولات موردنیاز و تقاضای انسانها در آن برپا شده بود. و این کارخانهها معمولاً از دستگاهها برای کمک به انسانها در کارهایی که انجام میدادند استفاده میکردند. موتور بخار احتمالاً معروفترین تکنولوژی آن زمان بود که در آن ترمودینامیک که بخشی از فیزیک مربوط به موتورهای حرارتی است، به کار رفته است. اولین ماشین بخار توسط جیمز وات ساخته شد که نه تنها یک مخترع بلکه شیمیدان هم بود.

ماشین بخار توسط شیمیدانی اختراع شد که از قوانین ترمودینامیک استفاده کرده بود.

این پیشرفتها تا به امروز ادامه دارد و چیزهایی مثل تلویزیون و تلفنهای هوشمند بدون علم پیشرفتهای مثل مکانیک کوانتوم قابل دستیابی نبودند. برای درست کردن یک تلویزیون صفحه تخت باید بتوانید الکترونها را به طریقی بسیار پیچیده و پیشرفته کنترل کنید. حرکت آن الکترونها توسط فیزیک پیشبینی شده است.

علم ناشی از تکنولوژی

ولی رابطه بین علم و تکنولوژی به همین جا ختم نمیشود. فقط علم نیست که به تکنولوژی ختم میشود؛ تکنولوژی هم میتواند به علم ختم شود. این روزها تکنولوژی بخش بسیار عمدهای از زندگیهای ما را تشکیل میدهد. کامپیوتر وسیلهای بسیار ازشمند برای علم است: تحلیل حجم بالای اطلاعات، استفاده از سنسورهای الکترونیکی برا ی جمعآوری اطلاعات و اجرای مدلهای پیچیده روی ابرکامپیوترها همه بخش مهمی از علم مدرن هستند. چیزهایی که سابقاً انجام آنها عمری از دانشمندان میگرفت، این روزها طی چند سال انجام میگیرد.

منبع مقاله : study.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 2:24

تحریف شناختی و انواع متداول آن

تحریف شناختی چیست و چرا خیلی افراد دچار آن هستند؟ تحریفهای شناختی روشی است که ذهنمان ما را درمورد موضوعی که حقیقت ندارد، متقاعد میکند. این افکار نادرست معمولاً برای تقویت افکار و احساسات منفی استفاده میشوند – یعنی چیزهایی به خودمان میگوییم که به نظر منطقی و درست میآیند ولی در واقعیت فقط باعث میشوند که حس بدی نسبت به خودمان پیدا کنیم.

بعنوان مثال، فردی ممکن است به خودش بگوید، «من همیشه وقتی میخواهم کار جدیدی را شروع کنم با شکست مواجه میشوم. پس درنتیجه برای هر کاری که تلاش کنم شکست خواهم خورد.» این نمونهای از تفکر «سیاه و سفید» است. فرد همه چیز را به صورت مطلق میبیند – یعنی مثلاً اگر در چیزی شکست خورده است، در همه چیز شکست خواهد خورد. اگر اضافه میکرد که «من یک شکستخورده کامل و واقعی هستم»، این میتوانست نمونهای از تعمیمدهی افراطی میبود – یعنی در نظر گرفتن شکست در یک کار خاص و تعمیم دادن آن به هویت خود.

تحریفات شناختی هسته اصلی تلاشهای بسیاری از متخصصین درمانشناسی شناختی-رفتاری و سایر متخصصین است و به فرد کمک میکند تغییر کردن را یاد بگیرد. وقتی یاد بگیرید این نوع طرزفکر را به درستی تشخیص دهید، آنوقت خواهید توانست به آن پاسخ داده و آن را رد کنید. با رد کردن مداوم تفکر منفی، کمکم و به مرور زمان از بین رفته و اتوماتیکوار با طرزفکری منطقیتر و متعادلتر حایگزین خواهد شد.

انواع تحریف شناختی

آرون بِک (Aaron Beck) اولین کسی بود که تئوری پشت تحریفات شناختی را ارائه کرد و دیوید برنز (David Bus) آن را با ارائه اسامی و نمونههای این تحریفات معروفتر کرد.

۱. فیلتر کردن

ما جزییات منفی را گرفته و آن را بزرگ کرده و همه جنبههای مثبت موضوع را از فیلتر عبور میدهیم. بعنوان مثال، فرد ممکن است یک جزییات بسیار کوچک و ناچیز از یک موضوع را گرفته و فقط روی آن مانور دهد طوریکه دیدش نسبت به واقعیت تیره و تار شود.

۲. تفکر قطبی (تفکر «سیاه و سفید»)

در این نوع طرزفکر، همه چیز یا سیاه است و یا سفید. ما یا باید فردی ایدآل باشیم و یا یک بازنده شکستخورده. هیچ حد وسطی وجود ندارد. شما آدمها و موقعیتها را اینطور دستهبندی میکنید و هیچ جایی برای رنگ خاکستری نمیگذارید و پیچیدگیهای بعضی موقعیتها و انسانها را در نظر نمیگیرید. اگر عملکردتان چیزی پایینتر از ایدآل باشد، خودتان را یک بازنده تمامعیار خواهید دید.

۳. تعمیمدهی افراطی

در این تحریف شناختی ما براساس یک اتفاق خاص به یک نتیجهگیری کلی میرسیم. اگر یک اتفاق بد فقط یکبار بیفتد، انتظار داریم که بارها و بارها تکرار شود. فرد یک اتفاق بد را قسمتی از یک الگوی ادامهدار و بیانتها میبیند.

۴. نتیجهگیری زودهنگام

بدون اینکه کسی چیزی به ما گفته باشد، میدانیم که چه حسی دارند و چرا آنطور رفتار کردهاند. به طور خاص، ما میتوانیم احساس دیگران نسبت به خودمان را بفهمیم.

بعنوان مثال، فرد ممکن است نتیجهگیری کند که کسی رفتاری منفی با او دارد ولی واقعاً تلاش نمیکند تا علت درست آن را بفهمند. یک نمونه دیگر اینکه فرد پیشبینی میکند که همه چیز بد پیش خواهد رفت و متقاعد شده است که این پیشبینیاش یک حقیقت اثباتشده است.

۵. فاجعهانگاری

ما همیشه در انتظار بروز یک فاجعه هستیم. به این «بزرگنمایی یا کوچکنمایی» هم میگویند. درمورد مشکلی میشنویم و از سوالهای «چیمیشد اگه» استفاده میکنیم. (مثلاً اگه تراژدی اتفاق بیفته چی میشه؟» یا «اگه این اتفاق برای من بیفته چی میشه؟»)

بعنوان مثال، فرد ممکن است در اهمیت یک اتفاق غیرمهم اغراق کند (مثلاً اشتباه خودش یا موفقیت یک نفر دیگر). یا به طور نادرستی اهمیت یک اتفاق مهم را بشکند تا آن اتفاق خردو جزئی به نظر برسد (مثلاً ویژگیهای مطلوب خود یا نواقص دیگران).

۶. شخصی کردن

شخصی کردن زمانی اتفاق میافتد که فرد باور دارد همه کارهایی که دیگران میکنند یا حرفهایی که میزنند واکنشی مستقیم و شخصی به آن فرد است. همچنین خودمان را با دیگران مقایسه میکنیم تا بفهمیم کدام باهوشتر، خوشگلتر یا …. هستیم.

فردی که درگیر این طرزفکر است. ممکن است خودش را علت یک اتفاق ناسالم خارجی که هیچ ارتباطی با او نداشته ببیند. بعنوان مثال، «ما برای میهمانی شام دیر رسیدی و باعث شد که میزبان غذا را بیشازاندازه بپزد. اگر فقط شوهرم را مجبور کرده بودم که سر موقع از خانه بیرون بیاییم، این اتفاق نمیافتاد.»

۷. مغالطههای کنترل

اگر احساس کنیم که نیرویی بیرونی ما را کنترل میکند، خودمان را فقط به صورت قربانی بیچارهی سرنوشت میبینیم. بعنوان مثال، «اگر کیفیت کار بد شد دست من نیست، رئیسم باعث شد بدون استراحت و پرفشار روی آن کار کنم.» مغالطهی کنترل درونی هم به این صورت است که شما خودتان را بخاطر درد یا خوشبختی همه اطرافینتان مسئول میبینید. بعنوان مثال، «چرا خوشحال نیستی؟ من کاری کردم؟»

۸. مغالطهی انصاف

عصبانی میشویم چون فکر میکنیم میدانیم چه چیز انصاف است ولی دیگران با ما همعقیده نیستند. همانطور که والدینمان در طول زندگی وقتی اوضاع خوب پیش نمیرفته به ما میگفتهاند «زندگی همیشه منصفانه نیست.» کسانیکه با یک خطکش اندازهگیری وارد زندگی میشوند و میخواهند «انصاف» را در هر موقعیتی اندازهگیری کنند معمولاً بخاطر آن احساس بد و منفیای پیدا میکنند. چون زندگی «منصفانه» نیست – همیشه همه چیز آنطور که شما دوست داشته باشید پیش نمیرود.

۹. مقصر کردن

ما دیگران را برای درد خودمان متهم میکنیم یا خودمان را برای همه چیز مقصر میدانیم. بعنوان مثال، «سعی نکن باعث شوی که احساس بدی نسبت به خودم پیدا کنم!» هیچکس نمیتواند باعث شود که ما یک احساس خاصی پیدا کنیم، فقط خودمان هستیم که روی احساسات و واکنشهای احساسیمان کنترل داریم.

۱۰. بایدها

ما لیستی از قوانین درمورد طریقه رفتار خودمان و دیگران داریم. کسی که این قوانین را بشکند، ما را عصبانی میکند و وقتی خودمان آنها را خدشهدار کنیم، احساس گناه خواهیم کرد. فرد ممکن است باور داشته باشد که با این بایدها و نبایدها به خودش انگیزه میدهد، انگار قبل از اینکه اصلاً کاری انجام داده باشد باید مجازات شود.

بعنوان مثال، «من واقعاً باید ورزش کنیم، نباید اینقدر تنبل باشم.» بایدها متجاوزان هم هستند و نتیجه احساس آن احساس گناه است. وقتی فرد این جملات بایدی را به دیگران میگوید معمولاً موجب عصبانیت، خستگی و خشم آنها میشود.

۱۱. استدلال احساسی

ما باور داریم که احساسمان باید به صورت خودکار درست از آب درآید. اگر احساس احمق بودن و خستهکننده بودن میکنیم، پس باید فردی احمق و کسالتبار باشیم. در این شراط تصورتان این است که احساسات منفیتان منعکسکننده حقیقت مسائل است – «من حسش میکنم، پس باید درست باشد.»

۱۲. مغالطهی تغییر

ما انتظار داریم که اگر به دیگران فشار بیاوریم یا فریبشان دهیم، برای هماهنگ شدن با ما تغییر کنند. ما نیاز داریم دیگران را تغییر دهیم زیرا امیدهایمان برای خوشبختی کاملاً به آنها وابسته است.

۱۳. برچسبزدن جهانی

ما یک یا دو ویژگی را به یک قضاوت منفی جهانی تعمیم میدهیم. اینها نمونههای بسیار افراطی تعمیمدهی هستند که به آنها «برچسبزدن» یا «برچسبزدن اشتباهی» میگوییم. در این شرایط فرد به جای توصیف یک اشتباه با در نظر گرفتن موقعیت خود آن، برچسبی ناسالم به خود میزند.

بعنوان مثال، فرد ممکن است در موقعیتی که در یک کار خاص ناموفق بوده بگوید، «من یک بازنده هستم». وقتی رفتار فردی دیگر به او ثابت میکند که اشتباه میکند، به او هم برچسبی ناسالم میزند و مثلاً میگوید، «اون یه عوضیه». برچسبزدن اشتباه یعنی توصیف یک اتفاق با زبانی که بیش از اندازه احساسی است. بعنوان مثال، به جای اینکه بگوییم، «اون هر روز بچههایش را در مهدکودک میگذارد»، میگوییم، «اون هر روز بچههایش را دست غریبهها ول میکند».

۱۴. همیشه حق با شماست

ما بطور مداومدر تلاشیم که ثابت کنیم نظرات و اعمالمان درست هستند. اینکه فکر کنیم اشتباه میکنیم غیرممکن است و برای ثابت کردن اینکه حق با ماست هر کاری لازم باشد میکنیم. بعنوان مثال، «برام مهم نیست که بحث کردن با من چقدر حس بدی به تو میده، ولی من این بحث رو میبرم چون حق با منه.» برای این افراد اینکه حق با آنها باشد بسیار مهمتر از احساس دیگران است، حتی عزیزانشان.

۱۵. مغالطهی پاداش بهشت

ما انتظار داریم که قربانیکردنها و انکارکردنهای خودمان جایی به حساب آید، انگار یک نفر آمار همه آنها را یادداشت میکند. وقتی این پاداش به سراغمان نمیآید احساس ناراحتی میکنیم.

منبع مقاله : psychcentral.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 2:24

۷ نکته برای ایجاد عشق در ازدواج

توصیههای متخصصین درمورد بهترین راههای ایجاد پیوندی عمیقتر با همسرتان، کنار آمدن با مشکلات و مستحکم نگه داشتن رابطه زناشوییتان برای سالیان سال.

هر ازدواج مشکلات خاص خودش را دارد که هر زمان ممکن است اتفاق بیفتد. چیزی که مهم است این است که یاد بگیرید با آرامش از آنها گذر کنید – قبل از اینکه مشکلات، رابطهتان را تحتتاثیر قرار دهند.

در هر نقطه از بزرگراه ازدواج که باشید، این بزرگراه چند قانون ساده و اساسی دارد. عمل کردن به این قوانین همیشه آسان نیست ولی خیلی مهم است. اگر این قوانین را رعایت کنید، ازدواجتان را قویتر و مستحکمتر خواهید کرد و همه امور زندگی زناشویی مثل تفریح، رابطهجنسی، اعتماد و محبت صدچندان به شما لذت خواهد داد.

۱. در عشقتان تعادل ایجاد کنید. بیحوصلگی، خستگی و ناراحتیهای روزانه ممکن است آبی روی شعله آتش عشقتان باشد. و اگر این روحیات تکرار شود مطمئنا آتش را دوباره روشن نخواهد کرد. ولی اگر روحیات خوب را اولویت خودتان قرار دهید، این شعله دوباره روشن خواهد شد. ما به شما میگوییم چطور:

اول اینکه برای از بین بردن تاثیر یک جمله منفی به ۲۰ جمله مثبت نیاز است. پس سعی کنید تا میتوانید جملات مثبت به زبان بیاورید تا منفی. وقتی خانمتان کفش جدیدی پا میکند از او تعریف کنید یا به شوهرتان بگویید که چقدر پیراهن آبی جدیدش به او میآید. حین روز یک تماس تلفنی کوتاه با خانمتان بگیرید و بگویید که به فکرش بودهاید یا از شوهرتان برای اینکه در کارهای خانه کمکتان کرده است تشکر کنید.

ولی این تحسینها و تشکرها باید از ته قلبتان باشد. وقت میخواهید تحسینش کنید، لبخند بزنید و به چشمهایش نگاه کنید. وقتی میخواهید او را عاشقانه نوازش کنید سعی کنید شادی را در نگاهتان ببیند.

وقتی چنین رویکردی داشته باشید، راههای لذت دادن به همسرتان را هم علاوه بر راههای عصبانی کردن او یاد میگیرید. یادتان نرود برای نشان دادن عشق همیشه و هر لحظه زمان مناسبی است. وقتی به خانه میآیید همسرتان را بغل کنید و بگویید از دیدنش خوشحالید. در یک روز تعطیل بارانی او را با چای در رختخواب غافلگیر کنید. بگذارید ایرادهایش به چشمتان نیاید، روی نقاط مثبت او تمرکز کنید. شبها قبل از اینکه بخواهید از او بوسهای طولانی بگیرید. احتمالاً خیلی کارهای کوچکی برای خوشحال کردن بچههایتان انجام میدهید، چرا از این دست کارها برای خوشحال کردن همسرتان انجام نمیدهید؟

۲. لمسش کنید. تماس انسانی کمک میکند اندورفین که هورمونی بسیار خوشحالکننده است در بدن ترشح شود، هم برای کسی که لمس میکند و هم کسی که لمس میشود. پس وقتی در بازار قدم میزنید دستهایش را بگیرید. گونههایش را با نوک انگشتانتان نوازش کنید. روشهایی که آن اوایل همدیگر را نوازش میکردید را دوباره زنده کنید، بوسهای پشت گوشش، دست کردن در موهایش… تماس زبانی بسیار پیچیده است. مطمئن باشید با تمرین بیشتر بر دایره لغاتتان از این زبان افزوده میشود.

ایجاد چنین تماسهایی کمک میکند دژی برای عشقتان بسازید. این خیلی مهم است چون زوجی که چنین دژی برای عشقشان داشته باشند، دیگر هیچ طوفانی نخواهد توانست عشقشان را از بین ببرد (و حتی میتوانند با بی وفایی هم کنار بیایند!) خوب حالا چطور باید چنین پیوندی بین خودتان ایجاد کنید؟ اول اینکه باید از همسرتان حمایت کنید. سعی کنید وقتی مشکلی در خارج از دنیای دونفرهتان اتفاق میافتد، پشت او را داشته باشید و طرف او را بگیرید. رازهای او را پیش خودتان نگه دارید. جز در موارد اورژانسی اجازه ندهید هیچ چیز وقت دونفره شما را قطع کند. این شامل تلفنها و ایمیلها هم میشود نه فقط آدمها.

صحبت از وقت دونفره شد، باید بگوییم که خودتان را متعهد کنید که حداقل ۳۰ دقیقه در روز با هم حرف بزنید و درمورد برنامهها، آرزوها و رویاهایتان برای هم بگویید. یک قانون: این مکالمات به هیچ عنوان نباید درمورد مسائل خانه یا رابطهتان باشد. باید از این زمان برای تقویت دوستی بین خودتان استفاده کنید. تحقیقات نشان میدهد که دوست بودن پیوند بین زوجها را عمیقتر میکند. و یادتان نرود که برای صمیمیتر شدن هم وقت بگذارید. درمورد رابطهجنسی چطور؟ حتماً! البته ناگهانی بودن آن خیلی خوب است ولی اگر هرکدام از شما نیاز به توجه، محبت و عشق فیزیکی دارد، برای رسیدن وقت آن اتفاق صبر نکنید و دست به کار شوید.

چیز دیگری که نباید برای آن منتظر بمانید: فرصتی برای جشن گرفتن موفقیتها. همه افراد بزرگ و موفق یک نقطه اشتراک دارند. اینکه وقتی موفق میشوند جشن میگیرند. حتی موفقیتهای کوچک نیاز به تشخیص دارد. یک شب رستوران رزرو کنید و همسرتان را آنجا ببرید یا یک سفر کوتاه به یک شهر زیبا بروید.

۳. یادتان باشد، هیچکس کامل نیست. ممکن است وسوسه شوید که وقتی عصبانی، ناامید، خسته، بیحوصله یا پراسترس هستید، همسرتان را مقصر کنید. یا فکر کنید برای بهتر شدن اوضاع زندگی و ازدواجتان این همسرتان است که باید خودش را تغییر دهد.

این درست نیست. اینکه سعی کنید همسرتان را پیشرفت دهید، باعث میشود که وارد لاک دفاعی شود. نتیجه؟ هیچکس تغییر نخواهد کرد. هیچکس مسئولیت قبول نخواهد کرد. همه ناراحت خواهند بود. و اینکه همسرتان را آدم بدهی ماجرا کنید، یعنی ۹۰ درصد از چیزی که هست را نادیده گرفتهاید.

راهحل واقعی: خودتان را تغییر دهید. وقتی با نقصهای خودتان مواجه شده و بهترین ویژگیهای همسرتان را ببینید، معجزه اتفاق میافتد. خوشبینی در شما بالا رفته و همسرتان احساس بسیار بهتری پیدا میکند زیرا احساس میکند کسی او را تحسین میکند نه تحقیر. و هر دو شما انگیزه بیشتری برای تغییر خصوصیات منفی در خودتان احساس خواهید کرد.

یک نکته برای اینکه بتوانید اینطور فکر کنید: فلسفه ژاپنی نقص، wabi sabi، را در زندگیتان پیاده کنید. این فلسفه خیلی خوب در عشقهای زندگی واقعی کاربرد دارد. دفعه بعدی که همسرتان کاری ناراحتکننده انجام داد. یک نفص عمیق بکشید، زیر لب زمزمه کنید wabi sabi و به خودتان یادآور شوید که نیت خوبی داشته است حتی اگر رفتارش چیز دیگری را نشان میدهد. در عین حال خوبیها و نقاط مثبت همسرتان را فراموش نکنید. از همین امروز سعی کنید هر روز یک ویژگی مثبت در همسرتان را که دوست دارید درنظر گرفته و آن را به زبان بیاورید. مثلاً: «همسر من فهمیده است.» یا «شوهرم من را میخنداند.» بعد به دنبال یک رفتار خاص باشید که این را تایید کند: «هفته پیش برفهای روی شیشه ماشینم را پاک کرد.» یا «من حالم خوب نباشد آنقدر جوک تعریف میکند تا من را بخنداند.»

آخر اینکه برای نواقص خودتان هم ارزش قائل باشید. گاهیاوقات خودمان را برای همه اتفاقهای بدی که در زندگی زناشوییمان میافتد مقصر میکنیم. احساس گناه و عذابوجدان بیش از اندازه فلجتان میکند. بنابراین به خصوصیاتی که برایتان ارزش دارد فکر کنید و به خودتان بگویید که این ویژگیها را دارید و برای آنها هم به دنبال مثال باشید: «من دوستداشتنی و مهربانام. دیروز آخرین تکه شیرینی را به همسرم دادم.» «من صادقم – به او میگویم که دقیقاً به چه چیزی فکر میکنم.»

۴. کمی انرژی بدهید. توصیه قدیمی که همه متخصصین به افراد مجردی که به دنبال شریک زندگیشان بودهاند میکنند: «آنی» باشید که «آنی» که میخواهید را به سمتتان جذب کند. درمورد ازدواج هم همینطور است. هرچه احساس شادی و خوشبختی بیشتری کنید، ازدواجتان به همان اندازه شادتر شده و برخورد با مشکلات و تفاوتهای بینتان سادهتر خواهد شد. اگر انجام ۱۵ دقیقه یوگا در صبح، نوشیدنی قهوه بدون کافئین به جای کافئیندار یا یک سرگرمی جدید به شما حال و هوایی ریلکس میدهد، باید بدانید که احساسات خوب باعث میشود لحظاتی شادتر و پربارتر در کنار همسرتان هم داشته باشید.

قبول کنید: قبل از ازدواج عادت داشتید همیشه برای تختخواب جذابترین لباستان را بپوشید یا موهایتان را درست کنید. ولی الان دیگر به این چیزها اهمیتی نمیدهید. دیگر وقتش رسیده که کمی به ظاهرتان برسید. موهایتان را شانه کنید، دندانهایتان را مسواک کنید و لباسی جدید و جذاب تنتان کنید. وقتی خودتان حس خوبی نسبت به ظاهرتان داشته باشد، چشمانتان خواهد درخشید. آنوقت ارتباط بصری بهتری با همسرتان برقرار کرده و این درخشش را به او هم منتقل خواهید کرد.

۵. همیشه عادلانه دعوا کنید. دعوا پیش میآید و کاملاً طبیعی و حتی سالم است. چیزی که مهم است نحوه برخورد و کنار آمدن شما با آن است. در یک تحقیق که بر روی زوجهای قدیمیتر انجام شده بود، توانایی حل اشتراکی مشکلات عامل مهم احساس خوشبختی در ۷۰ درصد از ازدواجها بوده است. فقط ۳۳ درصد از زوجهای ناراضی این مهارت را داشتند. با ابزارها و گرایشی مناسب، دعوا و مشکل دری به روی صمیمیت بیشتر خواهد شد – شانس دیده شدن و دوست داشته شدن بخاطر همان چیزی که هستید، پذیرش خود واقعی و باارزش همسرتان و ایجاد پیوند و اتحادی قوی بین خودتان.

اول خودتان را از شر انتقاد، رویارویی و دشمنی خلاص کنید. اینها مثل بنزین رو آتشاند. محققان دانشگاه کالیفرنیا که بیشتر از یک دهه روی ۷۹ زوج بررسی کردند دریافتند که آن زوجهایی که زود طلاق میگیرند دعواهایی طولانی و پرسروصدا داشتهاند و همیشه یا در حالت حمله و یا دفاعی بودهاند. از طرف دیگر زوجهای خوشبخت از کلامی کردن افکار انتقادی خودداری کرده اجازه پرسرو صدا شدن به بحثهایشان نداده و از مطلقهایی مثل «هیچوقت» یا «همیشه» استفاده نمیکردهاند.

اگر دعوایی شروع شد، سعی کنید موضوع را عوض کرده، با شوخ طبعی آن را رد کرده یا توجه بیشتر به همسرتان نشان دهید.

۶. زمان و مکان مناسب را پیدا کنید. اگر به اندازه کافی استراحت نداشتهاید و خوب غذا نخوردهاید بحثهای مهم را شروع نکنید. گرسنگی و خستگی فکرهای منفی به ذهنتان میآورد. این بحثها را برای زمانی بگذارید که تمرکز بیشتری داشته و به اندازه کافی استراحت داشتهاید.

هیچوقت سعی نکنید زمانی به مشکلات جدی زناشوییتان برسید که حواستان جای دیگری است. تلویزیون را خاموش کنید، تلفن و لپتاپ را کنار بگذارید. روزنامه را ببندید. اگر حواستان پرت چیزی دیگری است، رسیدگی به این مشکل را به زمان دیگری موکول کنید.

این راه هم به خاطر داشته باشید که اینکه چطور با این موقعیتها برخورد میکنید فقط روی خودتان تاثیر نمیگذارد. آیا مکالمه به خیر و خوشی ختم خواهد شد؟ اگر اینطور نشد، صبر کنید و به دنبال زمانی باشید که بچهها اطرافتان نباشند. وقتی بچهها دور و برتان هستند باید سعی کنید همه مکالماتتان با احترام و مفید باشد. تحقیقات نشان میدهد که بچهها مهارت خوب زناشویی را از والدینشان کسب میکنند و وقتی والدین میتوانند درست مشکلاتشان را حل کنند آنها یاد میگیرند ولی از ناامنیها و مشکلات رفتاری والدینشان به همان اندازه الگوبرداری میکنند.

۷. گوشهایتان را باز کنید. مهمترین قدم برای مستحکم و بادوام کردن زندگی زناشویی؟ کمتر حرف بزنید و بیشتر گوش کنید. مقصر کردن، اذیت کردن، انتقاد کردن و قلدری کردن مطمئناً نتیجه خوبی نخواهد داشت یا داقل اینکه زندگی را برایتان جهنم میکند. در بحثها حرف طرفتان را قطع نکنید و نخواهید که سریع راهحل ارائه دهید یا از خودتان دفاع کنید. وقتی صحبت از احساسات است، باید شنیده شوند. پس با زبان بدن نشان دهید که به حرفهایش با دقت گوش میکنید. باید بگذارید با شما احساس نزدیکی کند.

منبع مقاله : rd.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: پنجشنبه 20 خرداد 1395 ساعت: 2:24

۹ حقیقت درمورد پول که استرس تان را کم میکند

پول خوشبختی نمیآورد ولی همه دوست دارند پولدار شوند. — زیگ زیگلار (Zig Ziglar)

براساس یک تحقیق جدید، ۷۱ درصد از امریکاییها، پول را یک عامل مهم برای تولید استرس در زندگیشان میدانند. البته، این فقط مشکل امریکاییها نیست.

وقتی به آمار و ارقام نگاه میکنیم، متوجه میشویم که این درصد چرا تا این اندازه بالا است: ۷۶ درصد از قبوض خانه و بدهیهای کارتهای اعتباری رو به افزایش است. بیتردید، این آمار با این مشکل در ارتباط است.

ولی استرسهای مربوط به پول فقط حول اعداد و ارقام نمیچرخد. وقتی ۷۱ درصد از شرکتکنندههای تحقیق پول را یک عامل برای استرس خود گزارش میکنند، این مشکل به طبقات اجتماعی-اقتصادی جامعه هم کشیده میشود. استرس مربط به پول فقط کمبود پول نیست. بسیارفراتر از آن است.

این استرس از دیدگاه ما نسبت به پول و رابطه ما با آن ریشه میگیرد و فقط با «اضافه کردن پول» این مشکل حل نمیشود. این فقط روی علائم و نشانههای آن به طور موقت سرپوش میگذارد ولی این اضطراب همیشه برخواهد گشت.

راهحل آن شاید به سادگی (یا به سختی) تغییر دیدگاه کلیمان نسبت به پول باشد.

اگر شما هم با استرس ناشی از مسائل مالی دست و پنجه نرم میکنید، با اعمال چند نمونه از روشهای فکری در زندگیتان، متفاوت فکر کردن درمورد پول را شروع کنید.

۱. به کمتر از آنچه که فکر میکنید نیاز دارید. بیشتر چیزهایی که تصور میکنیم بدون آنها نمیتوانیم زندگی کنیم، برای بیشتر مردم جهان – یا حتی پدر و مادربزرگتان – کالای لوکس به حساب میآیند. فکر کنید: گوشی موبایل، مایکروفر، ماشین، کمدهای بزرگتر، و … تجاریسازی جامعه تلاش زیادی برای ایجاد نارضایتی در دلهای ما کرده است. و البته برنده شدهاند. آنها باعث شدهاند محصولات تولیدی کارخانههایشان را بعنوان کالاهایی ضروری بپذیریم. و به همین دلیل استرس زیادی در زندگیهایمان ایجاد کردهاند. ولی آنهایی که تصمیم میگیرند کمتر خرج کنند، فواید فوقالعادهای میبرند.

۲. پول خوشبختتان نمیکند. این فقط یک توهم است که پول برای شما خوشبختی میآورد. تحقیقات بیشماری تا امروز این مسئله را ثابت کردهاند. تجربه هم همین را میگوید. بعضی از شادترین آدمهایی که احتمالاً میشناسید به هیچ عنوان پولدار نیستند و خیلی از آدمهای پولداری هم که میشناسید، خوشبخت نیستند. البته درجه ای از ثبات و امنیت وحود دارد که با برآورده شدن نیازهای اساسی مالی به وجود میاید ولی ما به خیلی کمتر از چیزی که تصور میکنیم نیاز داریم. و هرچه زودتر این تفکر که پول بیشتر خوشبختترمان میکند را کنار بگذاریم، زودتر میتوانیم خوشبختی واقعی را پیدا کنیم.

۳. پول هدف اصلی کار کردن نیست. پرداختهای مالی بعنوان یک انگیزهدهنده همیشگی موثر نیست و رابطه بین درآمد و رضایت از کار بسیار کم خواهد بود. به عبارت دیگر، هرچه درآمدتان بیشتر باشد رضایتتان از کاری که انجام میدهید بیشتر نخواهد بود. حجم بالایی استرس مربوط به کار را میتوانید خیلی راحت با تصمیم گرفتن درباره رضایت داشتن از حقوقتان از بین ببرید. نباید فقط بخاطر پول کار کنید. با هدف مشارکت کردن در یک کار مفید برای انسانها کار کنید. درست است که این رویکرد ایدآلیستی است ولی استرستان را به طور قابل توجهی پایین خواهد آورد.

۴. ثروت هم مشکلات خاص خودش را دارد. فقر مشکلاتی به همراه دارد، هیچ شکی در این نیست. ولی مشکلاتی هم با داشتن ثروت همراه است. متاسفانه کمتر کسی به آن فکر میکند. ما فکر میکنیم که بودن پول همیشه خوب است و دوست داریم که پولدار باشیم. ولی پول هم مشکلات خاص خودش را به همراه میآورد: روی قضاوت اخلاقی سایه انداخته، همدلی را از بین میبرد، غرور و خودخواهی را زیاد کرده و میتواند به نوعی اعتیاد تبدیل شود. ترس افراد پولدار تنهایی، اضطراب و بزرگ کردن فرزندانی خوب است. به عبارت دیگر، اگر تصور میکنید پول مشکلاتتان را حل خواهد کرد، اشتباه میکنید. و وقتی دیدگاهتان را نسبت به این موضوع تغییر دهید، دیگر در مکانی اشتباه به دنبال پاسخ سوالاتتان نخواهید بود.

۵. آرزوی پولدار شدن زندگیتان را تباه خواهد کرد. شنیدهایم که عشق به پول ریشه بدیهاست. ولی خیلی وقتها میل به داشتن بیشتر و بیشتر، زندگیمان را هم از ما میگیرد. میل به پولاندوزی زمانمان را گرفته، انرژیمان را تلف کرده، ارزشهایمان را به خطر انداخته و تواناییهایمان را محدود میکند. عاقلانه این است که این میل را از لیست تمایلاتمان بیرون کنیم. اینکار استرسمان را کمتر خواهد کرد.

۶. مرزها حیاتبخشند. اورسون ولس گفته است، «دشمن هنر نبودِ محدودیت است.» و دشمن زندگی نبودِ مرز. این مرزها چه اجتماعی باشند، چه اقتصادی یا اخلاقی، برای زندگیتان ساختار و چارچوب ایجاد میکنند. آنها حس اکتشاف، ابداع و ابتکار در شما به وجود میآورند. مرزها به ما انگیزه میدهند شادی و خوشبختی را در زندگی کنونیمان پیدا کنیم. به همین دلیل است که برنامههای شخصی بودجهبندی ابزاری بسیار مفید هستند. چون برای ما این امکان را فراهم میکنند که تشخیص دهیم برای شاد بودن نباید بیشتر از پولی که در میآوریم، خرج کنیم. زندگی کردن فراتر از داشتهها هیچ لذتی ندارد – فقط استرس میآورد. داخل چارچوب و مرزهای درآمدتان زندگی کنید تا زندگی بهتری داشته باشید.

۷. بخشیدن پول لذت دارد. سخاوت فواید بیشماری دارد. افراد سخاوتمند شادتر، سالمتر، تحسینبرانگیزتر بوده، از زندگیشان راضیتر هستند و روابط عمیقتری با دیگران دارند. زندگی آنها با استرس کمتری همراه است. خیلی مهم است که دیدگاهمان را نسبت به این موضوع عوض کنیم. یکی از مهمترین عوامل کاهنده استرس که میتوانید با پولتان انجام دهید این است که کمی از آن را ببخشید. و سخاوت و بخشندگی در هر موقعیت اقتصادی هم که باشید میسر است.

۸. امنیت یافتشده به واسطه پول، زودگذر است. خیلی از ما باور داریم که امنیت با داراییهای ما به وجود میآید. در نتیجه اینکه خیلی از ما حجم زیادی از داراییها را به اسم افزایش امنیت و خوشبختی برای خودمان جمعآوری میکنیم. ساعتهای طولانی برای خریدن آنها کار میکنیم، خانههای بزرگتر میسازیم تا آنها را داخلش جای دهیم، مقدار زیادی انرژی برای نگهداری آنها صرف میکنیم. مسئله جمع کردن و نگهداری کمکم تمرکز اصلی زندگیهایمان میشود. در همین حین، جامعه، آزادی، خوشبختی و عشق را از دست میدهیم. بعضی از مهمترین عناصر زندگی را با این داراییها مبادله میکنیم.جستجوی ما برای امنیت و زندگی و لذت یکی از مهمترین دغدغههای انسان بودن است. فقط باید در محل مناسبی به دنبال آن باشیم.

۹. پول، در اصل، فقط یک ابزار است. پول درواقع چیزی بیشتر از یک ابزار برای تسریع تجارت نیست. پول باعث میشود لازم نباشد خودمان برای خودمان لباس بدوزیم و مبلمان و وسایل موردنیازمان را بسازیم. بخاطر وجود پول میتوانید روزتان را آنطور که دوست دارید و با کاری که از آن لذت میبرید بگذرانید. و در عوض این کارها پولی دریافت میکنید که میتوانید با آن با کسانیکه چیزی متفاوت با شما درست کردهاند تجارت کنید. همین. هدف پول همین است. و اگر پول کافی برای برآوردن نیازهایمان داشته باشیم، نباید برای تلاش بیوقفه برای درآوردن پول بیشتر به خودمان استرس وارد کنیم.

استرس تاثیرات وحشتناکی دارد بر بدن دارد. موجب آسیبپذیری، خستگی و اضطراب میشود. متاسفانه پول به طور مرتب ازجمله یکی از مهمترین عوامل استرس شمرده میشود. ولی میتوانید کاری کنید که برای شما اینطور نباشد.

بیایید دیدگاهمان نسبت به پول را تغییر دهیم تا بتوانیم کمی بیشتر از زندگی لذت ببریم.

منبع مقاله : becomingminimalist.com

مترجم : زینب آرمند

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: دوشنبه 10 خرداد 1395 ساعت: 18:45

۵ راز برای اینکه بیشتر از ۱۰۰ سال عمر کنید

جاهایی روی کره زمین هستند که اگر بالاتر از ۱۰۰ سال عمر نکنید، مسئلهای غیرعادی است.

دانشمندان دههها روی این مکانها تحقیق کردند و به آنها لقب «مناطق آبی» دادهاند.

اینطور که به نظر میرسد، مناطق آبی فقط روی چند ناحیه از کره زمین وجود دارد:

۱) ساردینیا، ایتالیا

۲) جزایر اوکیناوا، ژاپن

۳) لوما لیندا، کالیفرنیا

۴) نیکویا، کاستا ریکا

۵) ایکاریا، یونان

ولی یک دلیل وجود دارد که چرا این افراد تا این اندازه مورد تحقیق و بررسی محققان قرار گرفتهاند.

فراتر از عمر کردن بالای ۱۰۰ سال، این افراد تا کمترین حد دچار بیماریهایی میشوند که بیشتر افراد بعد از ۳۰ سالگی دچار آن میشوند.

جنون، مشکلات قلبی و افسردگی بین این افراد تقریباً دیده نمیشود. این یعنی آنها زندگیای فوقالعاده باکیفیت در طول عمرشان دارند.

به همین خاطر این تحقیق برای اکثر ما اهمیت زیادی دارد.

مشکل ما چیست؟

۵۰٪ از افراد هر سال به علت بیماریهای قلبی و سرطان که هر دو این بیماریها تقریباً غیرقابل پیشگیری هستند، جان خود را از دست میدهند.

و ما میدانیم که در فرهنگهایی روی کره زمین بیماریهای قلبی وجود ندارد.

همینطور میدانیم که در خیلی از فرهنگها سرطان یا اصلاً اتفاق نمیافتد و یا به میزان بسیار کم اتفاق میافتد.

این را هم میدانیم که هر دو اینها رژیمغذایی و سبک زندگی بسیاری قویای دارند. بااینحال هنوز نفهمیدهایم که چرا این همه آدم بخاطر این مشکلات میمیرند.

چیزی که بسیار جالب است این است که در این مناطق آبی (به ویژه در ایکارای یونان)، میزان ابتلا به سرطان کسری از قسمتهای دیگر کره زمین، بیماری قلبی نصف آن و جنون به هیچ عنوان وجود ندارد.

معنی آن این است که نه تنها این افراد ندرتاً به بسیاری از بیماریهایی که ممکن است برای ما و شما اتفاق بیفتد، دچار نمیشود (و درنتیجه زندگی بدون درد و لذتبخشتر را تجربه میکنند)، بلکه در طول عمر خود تا زمان مرگشان از سلامت مطلوب برخوردار هستند.

با داشتن یک سبک زندگی خاص، نه تنها میتوانید سلامتتان را ارتقا دهید، بلکه بیماریهای کشندهای که ممکن است جانتان را به خطر بیندازد هم از شما دور خواهد شد.

پس به جای اینکه بگویید، «خوب، اگه نخوام تا ۱۰۰ سالگی زندگی کنم چی؟» از این نکتهها استفاده کنید چون کمکتان میکند زندگی سالم و شاد را تجربه کنید.

این شباهتها چه هستند؟

محققان بالاخره بین این سه گروه اصلی، ساردینیانها، اوکیناوانها و گروه لوما لیندا، به نتیجههایی رسیدند.

مسئله جالب این است که «اسرار» آنها چیزهایی قابللمس نیستند.

میخواهیم پنج شباهتی که بین این گروهها دیده شده بود که البته چندان هم راز به شمار نمیرود را برایتان عنوان کنیم و بعد اسرار هرکدام از این گروهها را به تنهایی بررسی کنیم.

شباهتها:

۱# خانواده: خانواده یکی از مهمترین مولفههای زندگی این افراد بوده است، دیدن و ارتباط برقرار کردن با آنها بخش بسیار مهمی از زندگی آنها را شکل میدهد. تقریباً همه چیز در این فرهنگها حول ارتباطات اجتماعی میچرخد.

۲# نکشیدن سیگار

۳# رژیمغذایی بر مبنای گیاهخواری: بخش عمده هر وعده غذایی آنها را گیاهان تشکیل میدهد.

نکته: این به آن معنی نیست که آنها از گوشت و کربوهیدراتها استفاده نمیکردند. ولی بخش مهمی از غذاهایشان براساس گیاهان بوده و مقدار بسیار کمی از آن گوشت و کربوهیدرات میباشد.

۴# ورزش نکردن (چیزی که احتمالاً فکرش را هم نمیکردید!): این روزها وقتی به فعالیت فیزیکی فکر میکنیم، باشگاه رفتن و عرق ریختن جلو چشممان میآید. در واقعیت، افرادی که زیاد عمر میکنند هیچوقت خود را درگیر ورزشهای خیلی سخت نمیکنند. فقط به فعالیتهای فیزیکی بسیار عادی مثل باغبانی کردن، پیادهروی یا کارهای روزانهشان اکتفا میکنند و البته این فعالیتها را هر روز تکرار میکنند.

۵# اجتماعی بودن: این مهمترین ویژگی افرادی است که بالاتر از ۱۰۰ سال عمر میکنند. خانواده و ارتباطات اجتماعی تقریباً ۳۰٪ از «راز طول عمر» آنها را شکل میدهد. خیلی جالب است، نه؟

ولی چیزی که ما میخواستیم جزئیات بود. داشتن یک زندگی اجتماعی خیلی خوب است ولی چه ویژگیهای خاص هرکدام از این فرهنگها باعث میشد تا این اندازه عمر کنند؟

«اسرار» خاص هر فرهنگ

به طور خلاصه جزئيات هرکدام از این فرهنگها را بررسی میکنیم تا ببینید بعضی از جنبههای سلامت مطلوب تا چه اندازه ناملموس است.

راز ایکاریانها

ایکاریانها در یونان ۱۰ برابر امریکاییهایی بالاتر از ۱۰۰ سال عمر میکنند.

در زیر به بعضی از نکات جالب، ملموس یا ناملموس، درمورد آنها اشاره میکنیم:

– آنها خانواده را بر همه چیز مقدم میدانند و ارتباطات خانوادگی بین آنها بسیار نزدیک است. طبق نظر دانشمندان داشتن ارتباطات اجتماعی قویتر با کاهش میزان ابتلا به افسردگی و استرس در ارتباط است.

– آنها به طور متوسط ۸ کیلومتر در روز روی جادههای ناهموار راه میروند (مثل چوپانها).

-آیکاریانها دیدگاه بسیار آرام و خونسردی نسبت به زندگی دارند و تا میتوانند میخندند.

راز اوکیناوانها

اوکیناوانها در ژاپن مفهوم بسیار جالبی دارند که خودشان آن را به طول عمرشان ربط میدهند و به آن ایکیگای (ikigay) میگویند – که دلیل این است که صبحها از خواب بیدار میشوند. مثل معنا و مفهومی است که به زندگی میدهید.

– آنها این ایکیگای را با ارتباطات اجتماعی قوی رشد میدهند – دوستان و خانواده که به آنها حمایت احساسی، فیزیکی و مالی میکنند.

– بسیاری از اوکیناوانها باغچهها و باغهای خود را دارند که در روز در آن بازی میکنند (و البته غذایشان را از آن تامین میکنند).

– رژیمغذایی اوکیناوانها برمبنای گیاهان است ولی قانون جالبتری هم دارند که وقتی تا ۸۰٪ سیر شدند، دست از غذا خوردن میکشند.

خیلی از اوکیناوانها حتی بعد از ۹۰ سالگی زندگی جنسی فعال دارند!

راز نیکویاها

کاستاریکاییها قانون مشابهی با اوکیناوانها دارند – آنها چیزی به اسم پلان دو ویدا (plan de vida) دارند که دلیل زندگیشان است.

– این پلان دو ویدا لزوماً هدف یا معنی است که به زندگیشان میدهند و زندگیشان حول اجتماع و خانوادهشان میچرخد. برای آنها هم خانواده بخش بسیار مهمی از زندگی است.

– آنها به سختکوشی باور دارند. با طلوع خورشید بیدار شده، حداقل ۸ ساعت در شبانهروز میخوابند و بزرگترین وعدهغذاییشان را صبحها و کوچکترین آن را شبها میخورند.

***

سوال میلیون دلاری: آیا طول عمر فقط به رژیمغذایی و ورزش ارتباط دارد؟

صادقانه بگوییم، هیچکس نمیتواند یک مقاله علمی درمورد اینکه چطور این افراد طولعمرشان را بالا بردهاند بنویسد. ما میدانیم که رژیمغذایی، سبک زندگی و از این قبیل عوامل مهمی هستند ولی احتمالاً عوامل ناملموس دیگری هم با طولعمر و سلامت این افراد در ارتباط است.

میخواهیم توجهتان را به چند نکته جلب کنیم: جنبههای ناملموس زندگی این افراد

دایرههای اجتماعیشان. اهمیت خانواده.

داشتن «دلیل برای زندگی». سختکوشی و فعال بودن (البته در باشگاه ورزشی!) و در عین حال داشتن ذهنی آرام و گرایشی خونسردانه دربرابر زندگی.

چیزی که درمورد این افراد بسیار جالب است این است که ما معمولاً طول عمر و سلامت را با تناسباندام و غذا مرتبط میدانیم. درواقعیت، یک جنبه ذهنی، اجتماعی، معنوی و روانی هم وجود دارد که به همان اندازه مهم است.

شما چه؟

آیا واقعاً میخواهید روی جنبههای ناملموس سلامت مثل سلامت «اجتماعی»، سلامت ذهنی، سلامت «شادی و خوشبختی» و سلامت معنویتان، بیشتر کار کنید؟

همه این عوامل خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنید روی طولعمر و سلامت شما تاثیر دارند. درست غذا خوردن و ورزش کردن ابزارهایی فوقالعاده و لازم برای سلامت هستند ولی تقویت درون و دوستیهایتان هم تا همان اندازه مهم است.

برچسب: نویسنده: استخدام کار تاريخ: يکشنبه 2 خرداد 1395 ساعت: 3:13

صفحه بندی